خرید بک لینک

روزگاري دزدها هم با شرف بودند گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند. او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت ، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است ((کشف الاسرار ))

برچسب: نویسنده: اصغر صادقی راد تاريخ: پنجشنبه 9 آذر 1391 ساعت: 18:57

صفحه بندی