ازدواج یکی از مهمترین تصمیمگیریها در زندگی یک فردبه شمار میآید. چه ملاکهایی برای انتخاب بهتر برای زوجین وجود دارد؟بهتر است بگوییم ازدواج بهترین انتخاب انسان در گستره حیات است و پس ازازدواج انتخابی مهمتر نداریم. بقیه انتخابها مثل رشته تحصیلی، شغل، محلسکونت و... انتخابهای فرعی بشر است.
غایت زوجیت همرسیدن به آرامش است. انسان در آموزههای دینی قرآنی 3 نوع آرامش دارد. یکییاد خدا که اصلیترین منبع آرامش است. 2ـ همسر آرامشگر و سوم شب که برایآرامش سلولهای وجود انسان عالی و برای آرامش روح و روان انسان آفریده شدهاست. همسر مطلوب، همسری است که وجودش آرامشگر باشد و همسر آرامشگر کسی استبا قابلیت اینکه تنپوش روانی و جسمی همسر باشد.
انوادهها چه نقشی میتوانند در این انتخاب داشته باشند؟
نقشخانوادهها در نوع تربیت فرزندان بسیار اهمیت دارد. به اعتقاد بنده اساسفرزندپروری، همسرپروری است. یعنی بچههایمان را باید همسر بار بیاوریم.دکتر و مهندس شدن آنها نباید هدف قرار گیرد. رابطه زن و شوهر اگر خوبباشد، دختر آرزو میکند با همسری مانند پدرش و پسر هم با همسری که مثلمادرش آرامشگر باشد ازدواج کند.
این کفایتها رابرای زندگی اگر دختر و پسر در خانه و در کنار پدر و مادر فرا بگیرند، عاقلو خلاق بار میآیند و به طور طبیعی طلاق هم کمتر میشود. در واقع خانوادهدانشگاه بزرگی است که غیرمستقیم به فرزندانمان آموزش درست زندگی کردن رامیدهیم.
فاصله طبقاتی از نظر فرهنگی و مادی چهمیزان در بروز اختلافات خانوادگی مؤثر است؟ این سؤال را به این دلیل مطرحمیکنم که با توجه به اخباری که از کلانتریهای منطقه داریم، میزانمراجعات در اثر ضرب و جرح و یا مسائل مادی بین زن و شوهرها بیشتر از سایرمناطق دیده میشود؟ بخشی از آن هم به سطح توقعات خانمها مربوط میشود کهاز اوضاع مالی بهتری نسبت به آقایان برخوردارند.
ببینید زن و شوهرباید کفوهمدیگر باشند یعنی خصوصیاتی مثل هماندیشی، همرأیی، همراهی،هممرامی، همتبسمی و در یک کلام آرامشگری متقابل در آنها وجود داشتهباشد. این مسئله در سطح تحصیلات و توان مالی هم صدق میکند. منظور از سطحتحصیلات، مدرک تحصیلی نیست.
بلکه در این است کههر دو شعور و بینش و معرفت اجتماعی داشته باشند. در حوزه اقتصادی هم هر دوباید دارای عقل معاش باشند. اینکه یکی اهل شمال یا جنوب تهران باشد، مهمنیست و این مسئله قطعاً در مراجعات به کلانتریها که فرمودید نمیتواندسبب بروز اختلافها باشد. ریشه اختلافها را باید در مسائل دیگر جستوجوکرد که مورد اصلی آن هم به نوع انتخاب همسر مربوط میشود.
درگذشته مرسوم بود که سن ازدواج خانمها حتماً کوچکتر از آقایان باشد.البته هنوز هم این تصور در خیلی از خانوادهها وجود دارد. با توجه بهتجربهای که شما دارید آیا میتوان این مسئله را یکی از موارد اختلاف وجدایی در خانوادهها دانست؟
واقعیت این است که هیچ دلیل عقلی و منطقینداریم که خانمها، کوچکتر از آقایان باشند و یا برعکس توصیه شده باشد کهاختلاف سن در نظر گرفته شود. سن واقعی انسان نتیجه 3 مولفه است. سنشناسنامهای، زیستی و سن روانی و بلوغ عاطفی. ما دختران 14 سالهای داریمکه کفایتهای زندگی خوب را دارند و یا پسران 17 ـ 16 سالهای که کفایتهایهمسرداری را دارا هستند. چون در خانوادهای بار آمدهاند که پدر و مادراین کفایتها را خیلی خوب به آنها آموزش دادهاند.
اما خیلیها خلاف این نظر را دارند؟
بله،اما من این حرف را با توجه به تجربه 30 سالهای که با تحقیقات متعدد درزمینه ازدواج و طلاق به دست آوردهام، عنوان میکنم. دختر و پسرهاییهستند که 30 ـ 25 سال سن دارند اما مانند یک بچه رفتار میکنند ونمیتوانند یک زندگی خانوادگی خوب را داشته باشند.
ساکنانمنطقه 2 به لحاظ فرهنگی از سطح سواد بالایی برخوردارند و مراکز مشاوره قبلو بعد از ازدواج هم به تعداد قابل توجهی در منطقه وجود دارد. اما متأسفانهبه همین نسبت هم مراجعات به دفاتر ثبت برای طلاق زیاد است. چه عواملیمیتوانند در این مسئله دخیل باشند؟
شاید اگر مقایسهای بین گذشته وحال داشته باشید، آمار طلاق علیرغم بالارفتن سطح سواد خانوادهها بالاتررفته است. ریشه همسرگریزی، طلاق و جدایی را میتوان در دافعههای روانی وجسمی پیدا کرد. ریشه احساس آرامش و خوشبختی هم جاذبههای روانی جنسی است.
آقاییکه نمیتواند همسرش را مورد نوازش حسی و کلامی قرار دهد و یا خانمی کهگرفتار بدبینی، منفیبافی و یا نگاه آلوده و ... باشد و در کل زن و مردیکه نتوانند آرامشگر همدیگر باشند، طبیعی است که اختلافات کمکم در میانآنها بوجود میآید و چه بسا منجر به طلاق و جدایی شود.
فکرنمیکنید بخشی از این اختلافات به مسائل اقتصادی مربوط باشد؟ زن میخواهدپا به پای همسرش کار کند و در تأمین هزینههای زندگی سهیم باشد. حتی گاهیبه نظر میرسد در خانواده جایگاه زن و مرد عوض شده است،
تعارف کهنداریم. مدیریت خانه مهمتر از کارمند بودن و یا منشی بودن است. برخی اینمفهوم را نمیفهمند. مدیریت خانه کار پرارزشی است که ما بیارزششکردهایم. وقتی میگویند خانم خانهدار است. برخی میگویند: «اه ... یعنیچه؟...» باید توجه داشت که خانواده تنها نهاد فکری بشر است.
بقیهنهادها برای خانواده است. خانمی که مدیریت خانه را دارد، مقام بالاییدارد. اگر دقت کافی داشته باشد، میتواند بیرون از خانه هم کار کند.خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی نیست، بلکه تنها نهاد فکری بشر است وبقیه نهادها، دانشگاه، مسجد و ... برای خانواده است.
اماگاهی همین مشکلات اقتصادی سبب دوری جوانان از ازدواج میشود. تصور کنیداجاره یک منزل نقلی در همین منطقه خودمان و یا هزینههایی که برای برگزارییک ازدواج ساده باید خرج شود، تمایل برای ازواج را کمتر میکند،
ـبله من هم قبول دارم که آمادگی برای ازدواج بخصوص در آقایان کمتر شده است.اما باید تمهیداتی فراهم کنیم که آمادگی بیشتر شود و جوانان بهتر و بیشتربتوانند به شناخت متقابل برسند. حتی من معتقدم زنان خانهدار باید از حقوقبرخوردار باشند. خانواده یعنی زن و شوهر. محبوبترین بنا از منظر پیامبراسلام خانواده است و بهترین واسطهگری، واسطه شدن برای ازدواج دختر و پسراست.
همه باید تلاش کنیم دختر و پسرهایی را کهمیشناسیم و به خصوصیات اخلاقی آنها واقف هستیم را با هم آشنا کنیم. چهاشکالی دارد، اگر مثل گذشته بزرگ فامیل یا حتی اهل محل در این کار ثوابشرکت کنند.
حتی در قدیم در شهرها و محلههایقدیمی رسم بود که اگر ازدواجی قرار بود انجام شود، همه تا آنجا کهمیتوانستند در این امر خداپسندانه شرکت میکردند و از هیچ کوششی دریغنمیکردند. خانوادهها هم میتوانند نقش حمایتگر را داشته باشند. و البتهمسئولان و دولت هم نقش مهمی در این زمینه دارند.
«البته جوانها هم از تعیین مهریه سنگین و یا مخارج اضافی ازدواج و چشم و همچشمیها در برگزاری مراسم ازدواج باید دوری کنند،
بله.اما اگر 2 نفر به شناخت کامل از هم در امر ازدواج به یک نتیجه برسند،معمولاً به دنبال چشم و همچشمی در برگزاری مراسم آنچنانی نیستند. گاهیاین خانوادهها هستند که پیشپای جوانها سنگ میاندازند. باید بدانیم کهازدواج زیباترین گلواژه جهان است. علتش هم این است که خدای مهربان، همههستی را عروس و داماد میآفریند.
زوجآفرینی نشانهخلقت و حکمت خداست. و اگر با این نگاه به ازدواج بنگریم، پس از شناختطرفین، خانوادهها و جوانان سعی میکنند در ازدواج آسان بگیرند. باید بهاین نکته توجه داشت که خداوند هستی را با قابلیت زوجیت میآفریند.
پسفلسفه هستی برای ازدواج است. خدا، دکتر و مهندس، روزنامهنگار و تاجر و...نمیآفریند. خدا عروس و داماد میآفریند. اگر هم کسی عروس و داماد خوبیبشود، آرامشگر بشود، میتواند بهترین دکتر و مهندس هم بشود و این اصلفلسفه خلقت است.
با توجه به اینکه این روزها همدر مراکز دولتی و هم خصوصی برگزاری کلاسهای مشاوره و آموزش زندگی موفق رازیاد میبینیم، فکر میکنید تا چه میزان مشاوره ازدواج برای زوجهای جوانمهم است؟
مشاوره امری ضروری است چه هنگام ازدواج و چه مشاورههای قبلاز ازدواج اما باید یادمان باشد که مشاوره باید چرخه درست را طی کند.مشاوره برای ازدواج انجام بدهیم بعد چه، زمانی که آنها صاحب فرزند شدند وندانستند چگونه فرزند خود را تربیت کنند، با مشکلاتی که این روزهاگریبانگیر خانوادهها است، مشکلی را حل نمیکند.
اصلمشاوره باید این باشد که به زوجهای جوان پس از ازدواج یاد بدهیم که چگونهبچهها را عروس و داماد بار بیاورند. باور کنید اگر یک نسل بچهها را عروسو داماد بار بیاورند، خیلی از مشکلات حل میشود. این باور من است و اینمسئله را هم با هزار و یک دلیل حاضرم اثبات کنم.
باتوجه به ارتباط شما با مراکز فرهنگی و آشنایی با مشکلاتی که نسل جوان درانتخاب همسر و یا زندگی زناشویی مواجه هستند، نقش خانههای سلامت شهرداریرا در ارائه مشاورههای روانشناسی و ارتقای دانش و اطلاعات نسل جوان راچگونه میبینید؟
تمام تلاش ما در سازمان نظام روانشناسی کشور این استکه بتوانیم مشاورهها را بیشتر کنیم. کمیسیون خانواده هم با دقت این کاررا پیگیری میکند. اخیراً هم با معاونت اجتماعی فرهنگی شهرداری تهرانمراکز مشاورههای محلهمحور را طراحی کردهایم. این طرح قرار است بزودی درخانههای سلامت در 374 محله اجرا شود.
مقدماتاولیه را آماده کردهایم تا آنهایی که پروانه سازمان نظام مشاوره کشوردارند، کار مشاوره را انجام بدهند. مشاوره در تمام مراحل زندگی امری لازماست اما باید خانوادهها واقف باشند که گاهی مشورت با کسانی که تجربه کافیندارند، میتواند مشکلات را بیشتر کند.
ماجراهای به یاد ماندنی آقای داماد وجشن عروسی
دردنیایی که تجملات و زرق و برق روزگار ملاک اصلی زوجهای جوان برای ازدواجو زندگی مشترک است، اگر بتوان با کمترین هزینه مراسم عروسی گرفت و از بریزو بپاشها صرفنظر کرد، آن موقع است که میتوان گفت، خانواده برد کرده.خانواده اعظمی از همین دست خانوادههاست. کسی که با هنرمندیها و تدابیرخود توانست با کمترین هزینه عروسی به یاد ماندنی را برگزار کند.
«امیدعلی اعظمی» پدری که به تازگی پسرش را داماد کرده، حرفهایی میزند که همجالب است و هم شیرین. وقتی موضوع مصاحبه را شرح میدهم، بلافاصله میپرسدبه نظر شما یک عروسی چقدر هزینه برمی دارد، چه کسی گفته که ما با کمترینهزینه مراسم برگزار کردیم؟ من هم از همه جا بیخبر میگویم والله چه عرضکنم، این روزها آنقدر هزینه عروسیها سرسامآور شده که دیگر جایی برایهزینههای کم باقی نمیگذارد.
با اصرار پدرخانواده رقمی را به زبان میآورم و او خندهای سر میدهد و درباره عروسیپسرش اینچنین میگوید: «عروسی را در کاخ سعدآباد برگزارکردیم. چون مسئولکاخ از آشنایانمان بود هزینه از 18 میلیون به 6 میلیون کاهش یافت. طبققانون جدید ی که وضع کردیم، قرار شد هر تعدادی که برای عروسی میآیندهزینه شامشان را خود متقبل شوند.
گلآرایی ماشینعروس هم با کمک برادر داماد بجای 180 هزار تومان، 15 هزار تومان هزینه شدو به لطف یکی از دوستان ماشین عروس هم جور شد». صحبت به آرایش عروس خانمکه میرسد، دوباره خندهای سر میدهد و ادامه میدهد: «خواهر زادهام تعهدکرده که اگر صاحب آرایشگاهی شود، آرایش عروسهای فامیل را مجانی انجام دهدو این شد که آرایش عروس هم برایمان هزینهای در برنداشت و از آنجا که اکثرمیوه فروشها کرد هستند و همشهری ما، اگر هزینه بهترین سیب شمیرانی 2300تومان بود برای ما 600 تومان آب خورد و...».
یکیاز جالبترین بخشهای این گزارش مربوط است به طلای عروس خانوم و تدابیرمادر داماد. «اعظمی» به اینجا که میرسد، میگوید: «سال 63 وقتی پسرمبدنیا آمد، با همسرم همان زمان جمعآوری طلای عروسش را شروع کردم و همه رااز شر هزینه سرسامآور طلای این روزها نجات دادم». او توصیه جالبی بهزوجهای دم بخت میکند؛ «عاقلانهترین کار این است که هزینه مراسم عروسیصرف مسافرتهای زیارتی و مبالغ باقی مانده صرف خرید وسایل و نیازهای ضروریشود و تا حد امکان با یکدیگر سازش کنند».
نرخ خدمات و کالاهای مراسم عروسی
این ارقام را جدی بگیرید،
اینروزها همه جا صحبت از سادهگیری در ازدواج و پرهیز از برپایی مراسم پرتجملدر اول زندگی است. با این حال روز به روز هزینههای مربوط به عروسی بالاترو بالاتر میرود، حالا چرا میان این توصیهها و برپایی مراسم رابطه معکوسوجود دارد، سؤالی است که پاسخ به آن وظیفه ما نیست. فقط این چند سطر رابخوانید تا اگر شما هم جزو دار و دسته دمبختها هستید، قیمتهای پاگذاشتن به دنیای تأهل را داشته باشید.
¦ یک دستآینه و شمعدان از نوع غیرجیبی و احتمالاً طرح چوب 300 تا 350 هزار تومان ¦یک ساعت حضور در باغ برای تهیه عکس و فیلم 50 تا 120 هزار تومان ¨کسانی کهحاضر به صرف موز و نارگیل روی شاخهها شوند از تخفیف ویژه برخوردارند
¦کارتدعوت از 150 تا 3 هزار تومان ¨برای درج توضیحات از قبیل دلیل انتخاب همسریا اشعار جانسوز در وصف پایان دوره تجرد و درج عکسهای عروس و داماد بهشیوه سنتی قیمت بالا میرود.
¦ کت و شلوار از 99 هزار تومان تا 3 میلیون ¨برای دوخت جیبهایی با قابلیت حمل لپتاب هزینه اضافی دریافت میشود.
¦حلقه از 200 هزار تا 2 میلیون البته بر اساس نرخ طلای روز ¨برای حلقه بدلی نیازی به پرداخت پول نقد نیست
¦عکاسی و فیلمبرداری با یک دوربین 180 هزار تومان ¨فیلمبرداری به وسیله چنددوربین برای نشان دادن گوشهای داماد از جهتهای مختلف هزینه مضاعف دارد
¦ پسرخاله اجارهای نفری 20 هزار تومان ¨افراد دارای مهارتهای شیرینکاری بسته به نوع مهارت دستمزد بیشتری دریافت میکنند.
¦گلآرایی ماشین عروس از 30 هزار تا 10 میلیون ¨کاشت درخت و ایجاد فضاهای سبز روی سقف و کاپوت خودرو هزینه مجزا دارد.
¦ کرایه خودرو از 200 تا 900 هزار تومان ¨بوق اضافی نصب نمیشود، اصرار نکنید
¦ورودیتالار از 5 تا 60 هزار تومان ¨با توافق قبلی با مدیر تالار میتوانید برایمهمانان بیدندان تا 10 درصد تخفیف بگیرید. با ارائه گواهی عدم بیشفعالیبرای کودکان زیر 30 سال در قرعهکشی شرکت کنید.
مهریه سنگین ضامن خوشبختی نیست
مهریهسنت پیامبر اسلام است. در میزان مهریه حضرت فاطمه (س) نظرات مختلفی وجوددارد. اغلب 500 درهم را عنوان کردهاند. همانطور که میدانید پول خرد درزمان قدیم درهم ¨از جنس نقره و پول درشت دینار ¨از جنس طلا بوده است. پساز موافقت ازدواج دخت گرامی پیامبر با علیابن ابیطالب (ع) رسول اکرم (ص)از ایشان پرسیدند که چه دارد؟
حضرت فرمودند: «یکشتر، یک شمشیر و یک زره» پیامبر (ص) فرمودند: «شتر برای آبیاری لازم است.شمشیر هم برای دفاع. اما زره را لازم نداری. آن را بفروش و با آن اسباب وجهیزیه زندگی را فراهم کن.» جهیزیه فاطمه (ص) در برخی کتب معتبر آورده شدهاست. حدود 25 درهم پول فروش زره شد که با آن وسایل ضروری را تهیه کردند.
امروزهتهیه مهریه و جهیزیه یکی از دغدغهها و نگرانیهای عروس ودامادها وخانوادههای آنها شده است. در حالی که مهریه هیچگونه پشتوانهای برایزندگی نیست، بلکه برای برخی خانمها به دستاویزی تبدیل شده است برای بهتسلیم کشیدن مرد. اما این برای همه کارساز نیست.
برایمردانی که پشتوانه مالی ندارند میزان بالای مهریه هیچ ارزشی ندارد.میگویند ملانصرالدین روزی به پسرش گفت: امشب عید است بیا با یک کیلو برنجو یک کیلو روغن پلو بپزیم. پسرش گفت: «یک کیلو روغن زیاد است. 100 گرمکفایت میکند.»
پدرش گفت: «ما که نمیپزیم،چربتر» حکایت امروز است که میگویند مهریه را کی داده و کی گرفته. غافلاز اینکه با همین اعتقاد و قرار دادن مهریه سنگین مشکلات زیادی بوجودخواهد آمد. برخی میگویندکه مهریه پشتوانه زندگی است. اما واقعیت این استکه اگر مردی داشته باشد از ترس مالش تسلیم میشود و مردی هم که ندارد ازترس زندان. تجربه سالها کار در دفتر ثبت به این نتیجه رسیدهام که مهرسنگین در بین طبقه سوم جامعه رایج است.
در طبقهمرفه با مهریه سنگین کمتر روبرو میشویم مگر آنکه بخواهند چشم وهم چشمیکنند. توصیه من به خانوادهها این است که در ازدواج آسان بگیرند مهریهزیاد تنها مشکلات زندگی را بیشتر میکند. در تهیه جهاز نیز اندازه را نگهدارند و در یک کلام اندازه نگه دار که اندازه نکوست. تبیان زنجان
برچسب:
نویسنده: اصغر صادقی راد